شهيد بزرگوار آيت‌الله مدني، مبارزة سياسي و اجتماعي خود را از دوران تحصيل در شهر قم آغاز كرد و در اولين فعاليت‌هاي خود، به ستيز با بهائيت به‌عنوان ابزار تفرقه و انحراف در منطقة آذرشهر پرداخت.
چنان‌كه تاريخ نشان مي‌دهد، رضاخان و عوامل داخلي استعمار در ايران، براي كوبيدن اسلام زمينه را براي فعاليت بهائيت و ديگر فرق ساختگي فراهم كردند، به طوري كه در زماني كوتاه، سرمايه‌داران بهايي در آذربايجان ـ بويژه مناطق اطراف تبريز ـ بر بعضي نقاط از جمله كارخانه‌هاي برق مسلط شدند. آيت‌الله مدني، بعد از اطلاع و آگاهي از وضع آشفته و بحراني منطقه و احساس خطر براي مردم مسلمان، بي‌درنگ به زادگاه خود برگشته، مبارزه‌اش را بر ضد فرقة بهائيت آغاز كرد.
وي با سخنرانيهاي روشنگرانه، مردم را عليه طرفداران و تبليغ‌كنندگان مرام بهائيت بسيج كرد و با تحريم مصرف برق آن و خريد و فروش با اين فرقة گمراه، جو مبارزات ضد بهائيت را شديد‌تر كرده، و سرانجام شهر مذهبي آذرشهر را از لوث اين فرقة استعماري پاك كرد.
در اين هنگام، حوادث پيش آمده از طرف شهرباني وقت پيگيري گرديد و آن بزرگوار به عنوان تنها عامل تحريكات ضد بهايي شناخته شد كه در نتيجه او را به همدان تبعيد كردند.
شهيد مدني، در سال 1331 در ميان استقبال اهالي آذرشهر وارد زادگاه خود شده، سپس در مسجد حاجي كاظم نماز جماعت برگزار كرد.
وي در خطابة خود به مردم آذرشهر اظهار داشت: اي مردم آذرشهر، در موقع آمدن من به ايران، در كرمانشاه، بعضي‌ها از من پرسيدند: «اهل كجا هستي؟» گفتم: «آذرشهر» آنها گفتند: «آذرشهر، شراب خوبي دارد كه در تمام ايران مشهور است.» سپس اضافه كرد: «وجود كارخانة مشروب‌سازي چه معنا دارد؟ اگر از اول براي آنها جنس نمي‌فروختيد، آنها مي‌رفتند.»
در جلسة سخنراني ديگري، موضوع كلاه پهلوي و لباس متحدالشكل را به ميان آورد و گفت: «سفارش كرده‌ام از تبريز، كلاه پوستي بياورند. هر كس باز هم كلاه پهلوي بگذارد، ديگر براي نماز جماعت به مسجد نيايد.»
بدين ترتيب، مبارزة خود را با مظاهر طاغوت گسترش داد.
در عيد فطر همان سال، نماز باشكوه عيد فطر در بالاي تپة كنار شهر برگزار گرديد. در بازگشت، نمازگزاران راهپيمايي اعتراض‌آميزي برپا كرده، به طرف كارخانه مشروب‌سازي حركت كردند. مأموران دولتي به مقابلة با آنها برخاسته، تهديد كردند كه از اسلحه استفاده مي‌كنند. پس از اين حادثه، دادستان تبريز در محل حاضر شد و ضمن مذاكره با آقاي مدني قول داد كه ظرف 15 روز، كارخانه برچيده شود، ليكن به دنبال حوادث مذكور، آيت‌الله مدني به تبريز احضار گشت و از سوي استانداري به وي تكليف شد كه نبايد در آذرشهر بماند.