این روز ها...شدیدا نیاز دارم بنویسم!

از افکارم؛

از عقایدم؛

از نظراتم؛

از چیزایی که تا حالا نگفتم؛

از همه چیز...

میخوام شکایت کنم؛

از حرفهایی که هرروز به خاطر انتخابم میشنوم!

من این روزها شدیدا نیاز دارم بنویسم

بنویسم که قلبم فشرده شد وقتی دیدم مادری با تشر به دخترش میگفت: اون موهاتو یه کم بیشتر بده بیرون...شبیه اُمُّلا شدی!

بنویسم وقتی از یکی از نزدیکانم پرسیدم چرا مانتو کوتاه رو ...این حجاب رو انتخاب کردی ؟! بهم گفت: چون اعتماد به نفسم رو میبره بالا!..متوجه منظورش نشدم!

بنویسم که من معنی اعتماد به نفس رو نفهمیدم!

میخوام بنویسم ...که من خوشحالم که حجاب رو انتخاب کردم...گرچه به نظر دیگران شاید اشتباه باشه...

میخوام بنویسم ...هیچ وقت به خاطر پدرو مادر حجاب رو انتخاب نکردم.

میخوام بنویسم... که هیچ وقت نخواستم با این انتخابم چیزی رو ثابت کنم.

میخوام بنویسم ...نخواستم با حجابم و انتخابم کسی رو زیر سوال ببرم...

میخوام بنویسم... من از حجاب مینویسم تا خودم بیشتر یاد بگیرم...

میخوام بنویسم ... من هیچ وقت از هیچ بد حجابی بدم نیومده...

میخوام بنویسم... منم آدمیت رو میبینم...

میخوام بنویسم که منم حق انتخاب دارم

حق بحث کردن دارم

حق دارم راهی رو که انتخاب کردم به دیگران معرفی کنم...

میخوام بنویسم..