فرار به سوی خدا
میگوییند پسری در خانه خیلی شلوغ کاری کرده بود.
همهی اوضاع را بهم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد،مادر شکایت او را به پدرش کرد.پدر شلاق را
برداشت.پسر دید امروز اوضاع خیلی بیریخت است، همه درها هم بسته است،وقتی پدر شلاق را بالا برد!!

پسر دید کجافرار کند؟راه فراری ندارد!خودش را به سینهی پدر چسباند.شلاق هم در دست پدر شل شد
و افتاد. شما هم هر وقت دیدید اوضاع بیریخت است به سوی خدا فرار کنید:
«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»
هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.
"به نقل از حاج محمد اسماعیل دولابی"
+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 11:12 توسط نرگس
|
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛