چیزی که عوض داره گله نداره ...
من اصلاً از دین حرف نمی زنم، مـﻰخوام بگم که گاهی اوقات کشتـﻰای را سوراخ مـﻰکنیم و کیف مـﻰکنیم که آب بالا مـﻰزند، غافل از ایـﻦکه خودمان چهار ساعت بعد در آن غرق مـﻰشویم. الان یک لـبخند زدی، زیبایی خودت را نشان دادی، راه رفتی، و چند نفر را دیدی و تو را دیدند و تمام شد، بعد چی؟ این کارها در جامعه باب شد و تو باب کردی، درحالـﻰکه مـﻰتوانستی این باب را ببندی و نبستی، حالا برو زندگی کن، آیا در خانواده به تو خوش مـﻰگذرد؟ قول مـﻰدهم که نمـﻰگذرد! شک نکن. به چهار روز اول که داماد یا عروس قرباﻥصدقـﻪی هم مـﻰروند، نگاه نکن، جامعه اجازه نمـﻰدهد این چیزها برایت بماند. این جامعه عشق تو را از تو خواهد دزدید! این کجای دین بود؟ مگه حالا بحث حساب کتاب و فشار قبر مطرحه یا اینکه حرف از عذابه؟
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 9:29 توسط نرگس
|
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛