خاستگاه حجاب
وقتي طرح حجاب با چنين ذهنيتي رو به
رو باشد، نه تنها مقبوليت پيدا نمي کند که از پيدايش صميميت در کانون
خانواده نيز جلو گيري مي نمايد. چه اين كه در اين صورت زنان، حجاب و عفاف
را، تحميلي از سوي مردان تلقي خواهند كرد كه سرپوشي بر خود خواهي و منيت و
سلطه جويي آنان است!

بنابراين
كساني كه جز اين مي انديشند و براي حجاب فلسفه و كاركرد ديگري قايلند،
بايد قبل از هر چيز به ابهام زدايي از چهرة حجاب بپردازند.
در جوامع ديني، بي حجابي و با حجابي را بازتاب بي حيايي و با حيايي قلمداد کرده اند
( ميرشاهي،/ 105) و معتقدند که شرم، حيا و حجب دروني زنان به صورت حجاب تن، نمود مي يابد و بي پروايي در برهنگي حكايت از بي حيايي دارد.
بي
ترديد حيا و عفاف دو حالت روحي است که بخشي از رفتار بيروني انسان را تحت
تأثير قرار مي دهد و با استمرار فتار مناسب، به ثبات و استواري بيشتر مي
انجامد. راغب مي گويد:

« حيا عبارت است از خود داري نفس از انجام هر كاري كه آن را زشت مي داند.» (راغب اصفهاني،/270)

« عفاف يعني پديد آمدن حالتي در جان آدمي که به وسيله آن از غلبه و تسلط تمايلات سركش جلوگيري مي شود.» ( همان /573)

در جوامع ديني، بي حجابي و با حجابي را بازتاب بي حيايي و با حيايي قلمداد کرده اند
( ميرشاهي،/ 105) و معتقدند که شرم، حيا و حجب دروني زنان به صورت حجاب تن، نمود مي يابد و بي پروايي در برهنگي حكايت از بي حيايي دارد.



+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 8:55 توسط نرگس
|
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛