بر همين اساس با پيگيري هاي مسوولان ارشد استان بوشهر و حمايت هاي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي جناب آقاي دكتر حسيني پيشنهاد درج 12 شهريور سال روز شهادت رييس علي دلواري در تقويم رسمي  جمهوري اسلامي در شوراي فرهنگ عمومي كشور تصويب و در نهايت اين روز با موافقت شوراي عالي انقلاب فرهنگي و ابلاغ رييس جمهور، به عنوان روز مبارزه با استعمار انگليس در تقويم جمهوري اسلامي به ثبت رسيد. ضمن تشكر از همه ي كساني كه در اين اقدام ارزشمند فرهنگي و سياسي نقش داشتند، اين سوال مطرح است كه چرا روز مبارزه با استمعار انگليس؟ با وجود دشمني هاي فراوان آمريكا عليه ملت ايران و نقش اين ابر قدرت در بسياري از آشوب هاي جهاني و اينكه امام فرمودند: «آمريكا دشمن اصلي است» چه ضرورتي دارد به انگلستان پرداخته شود. هر چند كه خوانندگان گرامي وقوف لازم را نسبت به عملكرد دولت انگليس در معادلات جهاني و بين المللي دارند ولي بد نيست اشاره اي كوتاه به سياست هاي اين استعمار كهنه كار و روباره پير بنماييم ضمن اينكه هوشياري در برابر سياست هاي استعماري انگليس به معناي فراموشي آمريكا به عنوان دشمن اصلي نيست. استعمار انگليس بيش از دو قرن است كه با حضور جدي خود در خاورميانه و خليج فارس در سال 1820 در بحبوحه جنگ هاي ايران با روسيه، به بهانه مبارزه با دزد هاي دريايي، سواحل جنوبي خليج فارس را اشغال نموده و با حكام محلي قرار داد تحت الحمايگي امضا كرد. در زمان قاجاريه و تضعيف ايران به خاطر جنگ با روسيه، از فرصت پيش آمده جهت اشغال نظامي برخي مناطق خليج فارس كه تحت نفوذ ايران بودند، استفاده كرد. انگلستان در راه سلطه كامل خود بر منطقه در سال هاي آخر قرن 19، ضمن ساير اقدامات، از سياست« تفرقه بينداز و حكومت كن» استفاده مي كرد و با تشديد اختلافات مرزي بين شيخ نشين ها، باعث تضعيف هر چه بيشتر آن ها مي شد و اوضاع منطقه را متشنج مي كرد. در اين مرحله انگلستان توانست، شيخ نشين هاي بحرين، قطر، دبي، شارجه، ابوظبي، مسقط، عمان و ... را به زير سلطه خود در آورد. سپس در طي نيمه دوم قرن 19، انگلستان بعد از تثبيت موقعيت خود در شيخ نشين هاي خليج فارس كوشش بيشتري در جهت تضعيف دولت ايران و عثماني به عمل آورد و با تحميل جنگ هاي متعدد به اين دولت ها و انتزاع سرزمين هاي مختلف از آن ها توانست سلطه و نفوذ خود را هر چه بيشتر در اين 2 كشور گسترش دهد(1) دولت انگليس از آن زمان تاكنون تمامي تلاش خود را به كار گرفته كه حاكميت استعماري خود را بر خاورميانه خصوصا ايران تحميل كند. برخي از اقدامات و برنامه ريزي انگلستان به شرح زير مي باشد: 1ـ نفوذ و سيطره انگليس در دربارها و دولت هاي قاجار و پهلوي 2ـ انتشار مطبوعات و تاسيس احزاب وابسته براي توسعه و تثبيت حضور خويش در ايران 3ـ تاسيس محافل مخفي و لژهاي فراماسونري وابسته و اعمال سياست هاي خود از اين طريق  4ـ حمايت از خاندان هاي وابسته مانند: علم، قوام شيرازي، فروغي، وثوق و ... به عنوان پايگاه هاي حمايت از سياست هاي انگليس 5ـ تربيت رجال وابسته يا انگلوفيل مانند: وثوق الدوله، تقي زاده، ميرزا ملكم خان. سيد ضياء الدين طباطبايي، رضاخان و ... اين رجال وابسته بهترين ابزار براي اعمال سياست هاي استعماري دولت انگليس در ايران محسوب مي شدند. 6ـ تحريك جريان هاي تجزيه طلب قومي، تفرقه اندازي و تشديد اختلافات مذهبي بين اهل تشيع و اهل تسنن. 7ـ حمايت از جريان ها و سازمان هاي صهيونيستي، بدون ترديد يكي از كشورهايي كه نقش اصلي و محوري در اشغال سرزمين فلسطين و تاسيس رژيم اشغالگر قدس را داشت و تا كنون نيز حامي جدي آن مي باشد دولت انگلستان است. 8ـ اقدامات تبشيري عوامل انگليس و تلاش براي سوء استفاده از اقليت هاي ديني و ترويج مسيحيت براي مبارزه با اسلام 9ـ ايجاد و تقويت فرقه هاي انحرافي، يكي از لطمات بزرگ استعمار انگليس به اسلام و مسلمانان جعل فرقه هاي مذهبي به اسم اسلام و ... مي باشد. ترويج بهائيت و بابيگري در ايران و وهابيت در كشورهاي عربي خصوصا عربستان سعودي نمونه اي واضح و آشكار از اين اقدام است. متاسفانه امروز همين فرقه هاي ساختگي با حمايت آمريكا و انگليس بزرگترين معضل را براي جهان اسلام ايجاد كرده اند. 10ـ تجاوزات مكرر به خاك كشور ايران و اشغال ايران در دوره هاي مختلف، اشغال نظامي بخش هايي از استان بوشهر و به شهادت رساندن سردار بزرگ اسلام و ايران، شهيد رييس علي دلواري 11ـ كسب امتيازات فراوان اقتصادي در دوران قاجار و پهلوي  12ـ انعقاد قراردادهاي مختلف نفتي و به زير سلطه در آوردن توليدات نفتي و به طور كلي غارت منابع نفتي ايران 13ـ نقش اساسي در ايجاد قحطي بزرگ جنگ جهاني اول و دوم در ايران. ملت ايران در دوران اين قحطي دردها و آلام متعددي را متحمل شدند. 14ـ غارت آثار باستاني ايران، نمونه ي آن منشور جهاني كوروش است كه براي مدت كوتاهي به ايران برگردانده شده است. 15ـ نفوذ و سيطره اقتصادي دولت، نهادهاي مالي و شركت هاي انگليسي ـ صهيونيستي به ويژه در دوران پهلوي 16ـ نقش اصلي در جنگ ايران و روس و تجزيه مناطق شمالي ايران 17ـ نقش انگليس در تجزيه هرات، جزاير خليج فارس و مناطق مرزي غرب كشور در دوران قاجار و پهلوي 18ـ نقش انگليس دركودتاي سوم اسفند 1299 و 28 مرداد 1333 و حمايت همه جانبه از دولت پهلوي  19ـ نقش انگليس در سركوب جنبش هاي اسلامي و ميهني در دوره قاجار و پهلوي  20ـ اشغال ايران در شهريور 1320 و روي كار آوردن پهلوي دوم 21ـ پيمان هاي نظامي و امنيتي با رژيم پهلوي و نقش انگليس در تاسيس اداره ي ساواك و جايگاه عوامل انگليس در نظام اطلاعاتي رژيم پهلوي 22ـ نقش و عملكرد بخش فارسي راديو و تلويزيون بي بي سي در پيشبرد منافع استعماري انگليس 23ـ مواضع كينه توزانه انگليس در قبال انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني  بدون ترديد اوج دشمني انگليس را بايد در مواضع كينه توزانه انگليس عليه قيام ملت مسلمان ايران به رهبري امام خميني دانست. دولت انگليس از تمامي امكانات خود براي عقيم ساختن نهضت امام خميني تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي استفاده كرد و از آغازين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون، لحظه اي در مبارزه و تضعيف نظام جمهوري اسلامي كوتاهي نكرده است. نقش انگليس و حمايت از دولت بعث در جنگ تحميلي و همراهي با سياست هاي اشغالگري آمريكا در منطقه بر كسي پوشيده نيست. حمايت و دخالت اساسي و بدون پرده انگليس با تمامي ابزارهاي رسانه اي و عوامل وابسته و نفوذي اش در فتنه سبز و انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري امري كاملا روشن و آشكار است.  تبليغات شبانه روزي راديو و تلويزيون بي بي سي در حمايت از فتنه گران و نقش برجسته  سفارت اين كشور در خط دهي به آشوب طلبان بر همگان هويدا و مبرهن است. اين نقش مخرب و توطئه آميز همچنان ادامه دارد و اين دشمني پايان پذير نيست. نقش انگليس در صدور قطعنامه هاي سازمان ملل در تحريم ايران و همكاري با گروه هاي ضد انقلاب براي ايجاد آشوب سندهاي زنده مبني بر تداوم دشمني استعمار پير انگليس با ملت ايران است. آنچه كه بدان اشاره شد بخشي از سياست هاي استعماري دولت انگليس در خاورميانه و ايران بود، بررسي سوابق استعماري انگلستان در ساير كشورها و نقاط جهان از جمله، هند خود فرصتي زياد مي طلبد كه تا كنون پژوهش هاي گرانقدري نيز انجام گرفته است. اگر بخواهيم تمامي جنايات انگلستان در سراسر دنيا از قرون متمادي تا كنون را ناديده بگيريم و فقط به يك مورد اشاره كنيم و آن هم به شهادت رسانيدن سردار بزرگ اسلام و ايران رييس علي دلواري، كافي است كه لحظه اي از خشم و كينه خود عليه استعمار انگليس كم نكنيم. تصويب روز 12 شهريور روز مبارزه با استعمار انگليس را به همه آزاديخواهان جهان. مردم مسلمان ايران و فرزندان دليران تنگستان و آن ها كه هنوز زخم كينه هاي انگليس را بر پشت خويش احساس مي كنند تبريك و تهنيت عرض مي كنم.