محدوديت هايى كه براي غريزه جنسى در اسلام معين شده براى هدايت و رساندن انسان به مقصد است. تن، تنها بخشي از وجود انسان است، و انسان وظيفه خود را خطيرتر از آن مى بيند كه تنهابه «بدن نمايى » و آرايش جسم بپردازد... لباس به تن نمى كند كه تن را عرضه كند، بلكه لباس مى پوشد تا خود را بپوشد.

لباس براى او يك حريم است به منزله ديوارى و دژى است كه تن را از دستبرد محفوظ مى دارد و كرامت او را حفظ مى كند.

 لباس براى آن است كه تحريك جنسى را كم كند نه آن كه بر قدرت تحريك بيفزايد، لباس پوست دوم انسان  

 

 

 

امروزدشمنان اسلام از راههاي مختلف مي خواهند زشتي محرمات و معاصي و منزلت حيا و عفت را از بين ببرند. از همين رو به شيوه هاي مختلف در اذهان جوانان القا مي كنند كه ارزش شخصيت و تمدن در لباسهاي آنچناني است. در چنين موقعيتي بايد زنان و دختران مسلمان هوشيار باشند و با پوشش مناسب و شايسته خويش پاسخ دندان شكني به اين خودباختگان بدهند و ديگران را نيز به پوشش برتر تشويق نمايند. مابايد نسبت به مسائلي كه دشمن را به وحشت مي اندازد حساس باشيم و بكوشيم تا آنها را تقويت كنيم و چادر يكي ازآنهاست.


يك جامعه شناس فرانسوي در خصوص سياستهاي استعمار در مبارزه با حجاب زنان الجزاير مي گويد: هر چادري كه دورانداخته مي شود افق جديدي را كه براي استعمار ممنوع بوده در برابر او مي گشايد و پس از ديدن هر چهره بي حجاب اميدهاي حمله ور شدن استعمار ده برابر مي شود