مقایسه ترکیه و ایران در تولید مد حجاب اسلامی:
سؤال اینجاست که آیا طراحی این مدها و اشباع بازار از آن و هم چنین مد کردن یک طرح جدید، اتفاقی است و یا سازماندهی شده میباشد؟ این مدها کجا طراحی میشوند؟ چه سازمانهایی خط میدهند؟ اینها که در سطح رسانهها و یا بیلبردهای خیابانی و یا ژورنالها و مجلههای مد تبلیغی ندارند، چگونه به ناگاه و حتی ظرف مدت یک هفته، یک طرح را مُد میکنند؟ (مثل مانتو آستین کوتاه) و سؤال مهمتر آن که «شما چه کردهاید؟ و چقدر در این زمینه سرمایهگذاری کردهاید؟!» آمار دهید، گزارش دهید، مدهای طراحی شده را معرفی کنید. نشست، سمینار و مصاحبه، به درد این بازار نمیخورد. بلکه طراحی، مدسازی و تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم با پشتوانه اتاق فکر و هم سو بودن تمامی سازمانهای مربوطه را میطلبد.
به روسری خانمهای مجری در برنامههای تلویزیونی دقت کنید. حتی از زیر چادر مشکی هم روسری قرمز به سر میکنند که فقط «مریم رجوی منافق و تروریست» چنین کج سلیقگی دارد و بس. به این میگویند: مدسازی! چرا فکر میکنند مردم نمی فهمند؟!
امروزه بخش خصوصی در کشور ترکیه، آخرین و شیکترین مدهای لباس پوشیده برای زنان (از مایو اسلامی و لباس ورزشی گرفته تا مانتوی مجلسی و روسری) را تولید کرده و به جهان صادر میکند. حتی بازار روسری را از ایتالیا گرفته و به کل اروپا روسری صادر میکند و با استقبال فراوان هم مواجه شده است، و حال آن که بازارش در ترکیه نمیتواند به حد بازار ایران باشد. حالا شما در بازار گستردهی ایران که سالانه بیش از صدمیلیون روسری میخرد مراجعه کنید و ببینید حتی یک روسری پیدا میکنید که طرح، پارچه یا دوختش ایرانی باشد؟!
اگر متوسط نرخ روسری همان 7000 تومان نیز محاسبه شود، و مصرف سالانه نیز فقط همان یکصد میلیون قواره محاسبه گردد، مبلغی معادل سالانه 700 میلیارد تومان میباشد که دست کم 50% آن نقداً به جیب کشورهای خارجی رفته و برای آنان بازار و اشتغال ایجاد میکند.
آیا میدانید که در بازار ایران، روسری خارجی از قوارهای 7000 تومان تا 800000 هزار تومان و حتی بیشتر به فروش هم میرسد؟ اگر مسئولین ما حتی نگرانی اقتصادی هم داشتند، چارهای میاندیشدند، چه رسد به دغدغه اسلامی. اگر متوسط نرخ روسری همان 7000 تومان نیز محاسبه شود، و مصرف سالانه نیز فقط همان یکصد میلیون قواره محاسبه گردد، مبلغی معادل سالانه 700 میلیارد تومان میباشد که دست کم 50% آن نقداً به جیب کشورهای خارجی رفته و برای آنان بازار و اشتغال ایجاد میکند.
سردار احمدی مقدم به اختصاص بودجه بیش از یک هزار میلیارد ریالی از سوی مجلس برای کنترل و انسداد مرزها اشاره کرده است. اقدام و خبر بسیار خوبی است و ای کاش هم بودجهاش چند برابر شود و هم اجرایش، اما بدیهی است که این بودجه برای کنترل و انسداد پارچه چادر مشکی و روسری نیست و اگر چنین باشد که واویلا میشود. اما سؤال این است که مجموعهی دولت با وزارتخانهها و دستگاههای تابعه و نیز 26 دستگاه ذیربط در مقوله پوشش، لباس و حجاب، تا کنون و طی این سه دهه، مجموعاً چه مبلغی برای طراحی و تولید مد از یک سو و تبلیغ مستقیم و غیر مستقیم آن بودجه اختصاص داده و هزینه کردهاند و چگونه؟
آیا واقعاً انتظار میرود این جبههی گسترده ضد تبلیغ، با این گستره و عمق سیاستگذاریها - برنامه ریزیها و سرمایه گذاریها، با این میدان وسیع فعالیت در فیلمها، سریالها، سایتها، مطبوعات و سایر رسانهها و وسیعتر از همه فروشگاهها و...، با یک نیروی انتظامی و چند خودروی گشت، با عملکردی مناسب و گاه نامناسب، کنترل شود؟!
آیا فکر، تدبیر و روشی جامعتر، و عملیاتی گستردهتر در زمینههای متفاوت و تبلیغاتی فراگیرتر از حرف و موعظه، لازم نیست؟!
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛