این سخنان بهسرعت با تظاهرات اعتراضآميز جمعي از زنان تهراني در مناطق شمال، مركز و غرب شهر مواجه شد، بهطوري كه عكس اين تظاهرات در كنار تيتر يك روزنامه‌هاي 17 اسفند قرار گرفت. «خواست امام اين است كه حجاب اسلامي در مملكت بايد رعايت شود.» شعار زنان معترض اين بود كه حجاب، پاكي نمي‌آورد و حجاب هر كس در نهاد اوست. سخنران مراسم نيز معتقد بود از آن‌جا كه زنان و مردان هر دو براي پيروزي اين انقلاب تلاش كردهاند، پس هر دو بايد آزاد باشند. اين مخالفت‌ها در روزهاي بعد نيز ادامه پيدا كرد. دختران در بعضي مدارس تهران تظاهرات كردند. كاركنان زن هواپيمايي ملي ايران به اين فرمان معترض بودند. جمعي از زنان كارمند در تهران و برخي شهرهاي بزرگ نيز به اين اعتراضات پيوستند. البته اين حركت‌هاي معترضانه از سوي جمعي از موافقان فرمان امام نيز بي پاسخ نماند و درگيري‌هاي لفظي در برخي مواقع بين دو گروه شدت مي‌گرفت و گاه تندروييهايي نيز از سوي نيروهاي انقلابي گزارش مي‌شد. شعار «يا روسري، يا توسري» در همين مقطع زماني مطرح شده بود و در روزنامه‌ها نيز بازتاب داشت.

حجتالاسلام اشراقي، داماد امام، همان روز (هفدهم اسفند) در مصاحبه‌اي با راديوي انقلاب اسلامي، مواضع امام را تشريح كرد.

«من فكر مي‌كنم اين كار صحيح نباشد كه عده‌اي بخواهند با تندروي و شدت عمل جلوي خانمها را بگيرند. بايد حجاب رعايت شود و قوانين اسلامي مو به مو اجرا گردند و در همه مؤسسات و ادارات و مدارس و دانشگاهها به اين موضوع توجه شود. اما حجاب، بايد در نظر داشت كه به معني چادر نيست. همانقدر كه موها و اندام خانمها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شكلي، مهم نيست. چادر چيز متعارفي است و بسيار خوب است، اما بهخاطر طرز كار و نوع كار خانمها شايد گاهي پوشاندن بدن و مو به طريق ديگر هم حجاب باشد، حرفي نيست. بايد طبق نظر مبارك امام حجاب اسلامي در سطح كشور توسط خانمها با اشتياق اجرا شود... در مورد اقليتهاي مذهبي هميشه نظر مبارك امام اين بوده كه آنها از هر حيث مورد احترام و حمايت باشند. اما اگر خانمهاي اقليتهاي مذهبي هم رعايت حجاب اسلامي را بكنند چه بهتر.» (كيهان 17 اسفند 1357)

در اين مواضع نيز ضمن رد تندروي‌ها بر لزوم رعايت حجاب تأكيد شد، اما تلاش شد تا رنگ و بوي اجبار از اين فرمان برداشته شود.

اعتراضات ادامه يافت. روز شنبه 19 اسفند تجمعي از زنان معترض در مقابل دادگستري تهران تشكيل شد، اما اين بار، موافقان فرمان امام كه طي روزهاي گذشته بهطور پراكنده عليه معترضان شعار مي‌دادند، حضور پررنگتري داشتند؛ بهطوري كه نيروهاي كميته‌هاي انقلاب دستور داشتند از زنان معترض در مقابل مردم خشمگيني كه خواستار رعايت حجاب در جامعه بودند، مراقبت كنند. دفتر امام خميني(ره) اطلاعيه‌اي صادر كرد كه با مزاحمين بانوان به شدت برخورد خواهد شد.

«در مورد حجاب، اجبار در كار نيست» در بیستم اسفند مصاحبه با آيتالله طالقاني درباره حجاب زنان، تيتر يك روزنامه‌ها شد:

«... هو و جنجال راه نيندازند. همانطور كه بارها گفتيم، همه حقوق حقه زنان در اسلام و در محيط جمهوري اسلامي محفوظ خواهد ماند و از آنها خواهش مي‌كنيم كه با لباس ساده با وقار، روسري هم روي سرشان بيندازد بهجايي برنمي‌خورد. اگر آنهايي هم كه ميخواهند مويشان خراب نشود، اگر روي مويشان روسري بيندازند، بهتر است و بيشتر محفوظ مي‌ماند... چه جنگها، چه قتلها، چه فجايع كه تا يك سال قبل دائما هر روز يك قسمت از اخبار روزنامه‌ها همين فجايع بود. منشاء اينها كي بود؟ منشأ اينها از كجا بود؟ غير از همين تحريكات بيجا بود؟... خطري كه حس مي‌كنيم اين است كه زن‌ها دوباره به ابتذال برگردند. حجاب حكم ضروري دين است. منظور امام و علما اين نيست كه زن خانهنشين باشد. اجباري حتي براي زنهاي مسلمان هم نيست. چه اجباري؟ حضرت آيتالله خميني نصيحتي كردند مانند پدري كه به فرزندش نصيحت ميكند، راهنمايیاش مي‌كند كه شما اينجور باشيد به اين سبك باشيد...»

امام خميني(ره) نيز روز 21 اسفند، موضعگيري آيتالله طالقاني در مورد حجاب را تأييد كردند و تظاهرات زنان معترض بعد از آن متوقف شد و اعلام كردند كه به خواسته خود يعني غير اجباري بودن حجاب رسيدهاند.

از سخنان حضرت امام و آيتالله طالقاني و ساير موضعگيري‌هاي موافقان حجاب در آن مقطع زماني چنين برمي‌آيد كه علماء و اكثريت مردم حاضر نيستند نحوه پوششي كه پيش از پيروزي انقلاب رايج بود را بيش از اين تحمل كنند، اما كاملا اميدوارند كه توصيه به حجاب در آن شرايط ويژه انقلابي مؤثر باشد. در آن سال‌ها حجاب نه تنها با نگاه ديني كه با نگاه انقلابي حتي براي ماركسيست‌ها نيز يك ارزش و نماد مبارزه با امپرياليسم محسوب مي‌شد و همين موقعيت بود كه زنان بيحجاب را در اقليت عددي و فكري قرار مي‌داد. بنابراين اميد آن بود كه بيبندوباري‌هاي گذشته تكرار نشود و اين زنان نيز با رغبت، حجاب اسلامي را بپذيرند.

 سخنراني امام درباره وضعيت سواحل شمالي كشور در 11 تيرماه 1358 نشاندهنده آن است كه ايشان از مواضع اوليه خود عقبنشيني نكرده‌اند و مظاهر بيبندوباري را در كشور تحمل نمي‌كنند:

«... اسلام نمى‏گذارد كه لخت بروند توى اين درياها شنا كنند. پوستشان را مى‏كند!...كه بعد از اين‌كه مىرفتند زن و مرد در دريا، زنها همانطور لخت مى‏آمدند توى شهر! مردم هم جرئت نمى‏كردند حرف بزنند. امروز اگر يك همچون چيزى بشود، اينها را ما خواهيم تكليفشان را معين كرد. و دولت هم معين كرد. البته دولت [به‏] طورى كه وزير كشور گفتند، گفتند ما جلويش را گرفتيم. اگر نگيرند، مردم مى‏گيرند. مگر مازندرانيها مىگذارند يا رشتيها مى‏گذارند كه باز كنار درياشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوى‏اى‏ها (بندر انزلى) مرده‏اند كه زن و مرد با هم در يك دريا بروند و مشغول عيش و عشرت بشوند! مگر مى‏گذارند اينها را؟ تمدنهاى اينها اين است. آزادى‏اى كه آنها مى‏خواهند همين. اينجور آزادى! بروند قمار بكنند و با هم لخت بشوند و با هم [سرگرم عيش و نوش‏] بشوند آزادى در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزاديها را كه مادون فساد باشد داده. آنى كه جلو گرفته فسادهاست كه جلويش را گرفته است. و ما تا زنده هستيم، نمى‏گذاريم اين آزاديهايى كه آنها مى‏خواهند، تا آن اندازه‏اى كه مى‏توانيم، آن آزاديها تحقق پيدا كند.» (صحيفه نور، ج‏8، ص: 339)

 

بيحجابي پرهزينه مي‌شود

بحث حجاب پس از مصاحبه آيتالله طالقاني به حاشيه رفت، اما اخبار روزنامه‌ها نشان مي‌داد نظام انقلابي عزم جدي دارد تا با رويه‌هاي حاكم در دوران طاغوت مبارزه كند. به عنوان نمونه، 19 فررودين 1358 به مجلاتي كه عكس‌هاي نامناسب درباريان را چاپ مي‌كنند اخطار داده شد. اول خرداد 1358 عكسي از سه زن سناتور چاپ شد كه بهعنوان متهم در دادگاه انقلاب حضور داشتند در حاليكه چادر رنگي به سر كرده بودند. 21 تير ماه 1358 سه زن فاسد كه بهنوعي سردسته زنان بدكار محسوب مي‌شدند، در تهران تيرباران شدند. 18 مرداد 1358 جوان متلكگو و چشمچران به 80 ضربه شلاق و يك ماه زندان محكوم شد. بعضي اقدامات جديتر نيز در اين مقطع زماني انجام شد كه با بحث حجاب مرتبط بود.

فرماندار بندر انزلي مكان‌هاي خاصي براي استفاده زنان از دريا تعيين كرد تا اختلاط گذشته ادامه پيدا نكند. اين فرمان و بحثهايي كه بهدنبال داشت، در ششم تيرماه 1358 به صدور بخشنامه وزير كشور دولت موقت انجاميد و تصميم فرماندار انزلي تأييد شد. امام خميني نيز در سخنراني كه به آن اشاره شد، از اين تصميم استقبال كردند. استخرهاي شناي ارامنه و هيلتون و شرايتون نيز در همين ماه زنانه و مردانه شدند. انحلال مدارس و آموزشگاه‌هاي مختلط نيز تصميم بعدي نظام انقلابي بود كه با اندك مخالفتهايي مواجه شد، اما موافقان اين طرح‌ها در اكثريت بودند. فضا براي زنان بيحجاب آرام آرام در جامعه تنگتر مي‌شد.

بيحجابي به نوعي نشانه همدلي با نظام طاغوت و ضديت با انقلاب بود كه در جامعه آن روز بهشدت ضدارزش محسوب مي‌شد و نگاه‌هاي سنگين مردم را در پي داشت. بعضي از نيروهاي خودسر نيز گاه زنان بيحجاب را تهديد كرده يا با خشونت برخورد مي‌كردند بهطوري كه دولت موقت در اينباره مجبور به موضعگيري و تقبيح اين اعمال شد. در كنار فشار افكار عمومي بر زنان بيحجاب، تبليغ و تبيين حجاب و ضرورت آن نيز به مناسبت‌هاي مختلف پيگيري مي‌شد.

نقطه عطف بعدي، سخنراني امام خميني(ره) در 8 تيرماه 1359 بود كه در آن بهشدت از دولت و شوراي انقلاب بهدليل وجود نشانه‌هاي رژيم شاهنشاهي در ادارات انتقاد كردند.

«... باز هم گذرنامه‌ها گذرنامه‌هاي شاهنشاهي هست. باز هم كاغذهاي اداري كاغذهاي شاهنشاهي هست. اگر شاهنشاهي هستيد، خوب بگویيد تا ما تكليفمان را با شما تعيين كنيم تا من بگويم ملت با شما چه كنند و اگر نيستيد، چرا اين آرمها را برنميداريد؟ چرا اين اشخاصي كه در اين ادارات مشغول فساد هستند، چرا اينهايي را كه مشغول هستند جوانهاي ما را تباه كنند در اين ادارات تصفيه نمي‌كنيد...»

اگرچه امام بهصراحت درباره حجاب زنان سخني نگفته بودند، اما آيتالله منتظري در مصاحبه‌اي با روزنامه كيهان، بيحجابي را از مصاديق فرمان امام دانست و گفت: «... از زنان انتظار مي‌رود كه مسئله حجاب را رعايت كنند...»

بسياري از مراكز دولتي به فرمان امام پاسخ دادند و 14 تيرماه به عنوان آخرين مهلت پاكسازي ادارات تعيين شد. حجتالاسلام ريشهري رييس دادگاه انقلاب ارتش در روز 10 تيرماه حكم داد: «از آن‌جا كه تاكنون چندينبار توسط مسئولين امر نسبت به پوشش اسلامي خانمهاي كارمند ارتش جمهوري اسلامي ايران تذكر داده شده، ولي متأسفانه برخي از پرسنل زن نسبت به مفاد بخشنامه‌هاي مزبور بي‌اعتنا بوده و در اجراي آن تعلل ورزيده‌اند؛ لذا با توجه به اوامر و رهكردهاي رهبر انقلاب و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران بدينوسيله به عموم فرماندهان يگانها و رؤساي سازمانهاي نظامي و انتظامي ابلاغ مي‌شود كه از ورود آن دسته از پرسنل زن كه پوشش اسلامي ندارند به اماكن نظامي و سرويسهاي رفت و آمد جلوگيري بهعمل آورند.»

محمدعلي رجايي وزير آموزش و پرورش، حجتالاسلام مهدوي كني وزير كشور و مهندس توسلي شهردار تهران و بسياري ادارات ديگر نيز در همان روزها طي بخشنامههايي اعلام كردند كه زنان كارمند بايد پوشش اسلامي را در محل كار رعايت كنند. در نهايت شوراي انقلاب تصميم گرفت رسما اعلام كند كه خانمها بدون پوشش اسلامي حق ورود به ادارات دولتي را نداشته باشند و ادارات اجازه دارند جلوي آنها را بگيرند. بهدنبال اين تصميم، دادستان كل انقلاب اطلاعيه‌اي صادر كرد:

«بدين وسيله به تمام وزارتخانه‌ها و مؤسسات و ادارات تابعه شديدا اخطار مي‌شود چنانچه اثري از آن‌چه مورد تأكيد حضرت امام و خواست ملت ايران است ديده شود يا بانوي كارمندي بدون پوشش اسلامي در محل كار حضور يابد، بلادرنگ حقوق و مزاياي او قطع خواهد شد.»

حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني، رييس مجلس اول، درباره احكام جديد چنين گفت: «...رعايت حجاب اين است كه طوري لباس بپوشند كه موها و بدن پيدا نباشد و فقط صورت و دو دست از مچ ايرادي ندارد و چادر ضرورتي ندارد....مسئولين مواظب باشند خانمها با زبان آرام بپذيرند. البته اگر توجيه نشوند و بخواهند مقاومت كنند، طبعا اين حق دولت و حكومت است كه در محيط كارش اجازه ندهد آن چيزي كه صلاح نمي‌داند، جريان داشته باشد.»

زنان بيحجاب اين بار به نشانه اعتراض به اين تصميم‌ها لباس سياه پوشيدند و قصد تظاهرات داشتند، اما با عكسالعمل‌هاي تند مردم روبهرو شدند. هر نقطه‌اي كه قصد تجمع داشتند، جمعي از زنان محجبه و مردم مدافع حجاب زودتر جمع مي‌شدند تا مانع كار آنها شوند. مسئولين نظام نيز اين بار با زنان بيحجاب مماشات نكردند و همه روزه اخبار اخراج آنان در روزنامه‌ها درج مي‌شد.

ماجرا به همينجا ختم نشد و اطلاعيه‌هاي جديد، زنان غير اداري را نيز خطاب قرار مي‌داد و از آنان مي‌خواست در عرصه عمومي حدود اسلامي پوشش را رعايت كنند. بازار تبريز و بازار وكيل شيراز نيز به وسيله كسبه تابلوهايي در ورودي نصب كرده بودند كه از ممنوعيت ورود زنان بيحجاب خبر مي‌داد.

پس از اين بهتدريج بخشنامههايي صادر مي‌شد كه حدود و شكل حجاب را در مدارس و ادارات دولتي تعيين مي‌كرد. فضا براي اعمال سليقههايي كه ارتباطي با احكام ديني نداشتند نيز باز شده بود. ممنوعيت استفاده از رنگ‌هاي روشن حتي براي كودكان دبستاني نمونه‌اي از اين محدوديتهاست كه كودكان دهه 60 بهخوبي به خاطر دارند.

 

چالش‌هاي مقابله با بدحجابي

قانون مجازات اسلامي بعد از همه اين فراز و نشيب‌ها و در آبانماه 1362 در شرايطي به تصويب رسيد كه پيش از آن، زنان عملا در عرصه عمومي محجبه شده بودند. بر اساس اين قانون، زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند به تعزير تا 74 ضربه شلاق محكوم مي‌شوند. گشت‌هاي جندا... و نيروهاي ويژه مبارزه با منكرات در همين دوران براي مبارزه با «بدحجابي» تشكيل شد و اعتراض به بدحجابي بانوان و ديگر مظاهر اعمال غير شرعي و تهديد به برخورد قضایي با متخلفان معاند، هر از چند گاهي در موضعگيري‌هاي مسئولين كشور و ائمه جماعات ديده مي‌شد كه نشان از استمرار اين وضعيت در طول آن سالها داشت تا جايي كه گاهي مردم تصميم مي‌گرفتند خودسرانه براي جلوگيري از اين وضعيت وارد عمل شوند كه نتايج سویي نيز به همراه داشت و امام خميني درباره آن موضعگيري كردند: «ممكن است تعرض به زنها در خيابان و كوچه و بازار، از ناحيه منحرفين و مخالفين انقلاب باشد. از اين جهت، كسى حق تعرض ندارد و اينگونه دخالت‌ها براى مسلمان‌ها حرام است و بايد پليس و كميته‏ها از اينگونه جريانات جلوگيرى كنند.» (صحيفه نور، ج‏12، ص: 502)

روزهاي آخر تير 1363 تظاهرات متعددي در نقاط مختلف تهران عليه بدحجابي برگزار شد كه در بعضي نقاط به درگيري با زنان بدحجاب و حمله به بوتيك‌هاي فروش لباس‌هاي نامناسب انجاميد. وزارت كشور از اعطاي مجوز براي اين تظاهرات خودداري كرده بود، اما مانع حضور مردم نشد و تنها در محل‌هاي درگيري افرادي را دستگير كرد. تظاهركنندگان از عملكرد گشت‌هاي ارشاد بهشدت ناراضي و خواستار برخورد جديتر با بدحجابان بودند؛ در حالي كه سرپرست دايره امر به معروف و نهي از منكر، هدايت و ارشاد را وظيفه اصلي نيروهاي خود مي‌دانست. براي فهم بهتر رفتار معترضين بايد به ياد آورد كه سالهاي مياني دهه 60 اوج جنگ تحميلي بود و اغلب خانواده‌هاي انقلابي و مذهبي داغدار شهيدي يا چشمانتظار عزيزي بودند و تحمل نداشتند كه ارزشهايشان از سوي پايتختنشينان به سخره گرفته شود.

ارائه طرح‌هاي مختلف مبارزه با بدحجابي همچنان ادامه يافت.

 

تيرماه 1364: اخطار به اهل فساد و فحشا و منكرات كه در صورت ادامه اعمال، از كليه منافع و مصالح از جمله استخدام در ادارات و مراكز دولتي محروم مي‌شوند.

 

ارديبهشت 1365: تهديد به برخورد قانوني با بدحجابي و فروشندگان لباس‌هاي مبتذل و ضداخلاقي و پس از مدتي اعتراف به معطل ماندن طرح مبارزه با بوتيك‌ها بهدليل فقدان قانون مناسب.

 

ارديبهشت 1366: معرفي طرح جديد مبارزه با بدحجابي از سوي وزير كشور كه مانع استفاده اين افراد از كليه امكانات دولتي و عمومي مي‌شود.

 

بهمن 1366: اعلام طرح جايگزيني و مبارزه ريشه‌اي با باندهاي فساد و منكرات.

 

فروردين 1368: تقاضاي شوراي‌عالي قضایي براي برخورد فعال نيروي اجرايي و انتظامي با بدحجابي.

 

آذر 1368: اعلام برخورد قاطع دادگاه‌ها با بدحجابي از سوي رييس قوه قضایيه.

 

ارديبهشت 1369: اعلام جزیيات طرح مبارزه با منكرات و بدحجابي.

 

خرداد 1370: خبر اجراي طرح مبارزه با بدحجابي و نظارت بر اماكن عمومي.

 

تير 1371: تهديد كساني كه مقيد به حدود الهي و انقلابي نيستند، از سوي رييسجمهور وقت.

 

دي 1372: اعلام اين‌كه سياست دولت در مورد بدحجابي بر هدايت افراد استوار است.

 

خرداد 1375: اعلام خبر اجراي طرح مبارزه با بدحجابي در تهران از سوي وزير كشور. نگاهي كوتاه به موضعگيري‌هاي مسئولين در مقابل بدحجابي نشان مي‌دهد راهكارهاي اجرا شده كمكي به حل مسئله نكردهاند.

 

ترويج ايدئولوژيك بيحجابي

پيروزي اصلاحطلبان در انتخابات دوم خرداد 1376 مسير را تغيير داد. اگر تا آن زمان بدحجابي عملي قبيح محسوب مي‌شد كه نيازمند ارشاد و در صورت لزوم برخود قاطع قانوني است؛ در اين دوره انتخاب نوع پوشش، حق شخصي افراد و در حوزه خصوصي تعريف مي‌شد. بنابراين مراجع قدرت اساسا حق دخالت در اين حوزه و سلب آزادي‌هاي فردي را نداشتند. انبوهي از مقالات و سخنراني‌ها در اين دوران توليد شد كه اصل حكم حجاب و حق دخالت حكومت در آن حوزه را زير سئوال برد. بسياري از رفتارهايي كه تا پيش از آن در عرصه عمومي قبيح بود، بهسرعت عاديسازي و با مباني فكري برگرفته از تكثرگرايي و سكولاريسم، تجهيز شد: «آزادي مطلق است و كسي حق ندارد مثلا زني را وادار به رعايت حجاب كند. اين كار با كار رضاخان كه به اجبار حجاب را برميداشت، فرقي نمي‌كند.» (روزنامه خرداد: 20/2/78)

«طبق نظر قرآن هر حكمي كه فوق طاقت جسمي يا روحي انسان بشود، ملغي است. طاقت و وسع هم به حسب زمان‏ها فرق مي‏كند. لذا اگر به حسب مرور زمان حكمي از احكام اسلامي قابلتحمل براي مردم نبود ولو از نظر روحي آن حكم ساقط است.» (عبدالكريم سروش: ماهنامه زنان: دي 1378)

در اين دوران تا سال 1383 اقدام عملي قابل توجهي در برخورد با بدحجابي صورت نگرفت. در اين سال نيز حركتهايي با نرمي و قانونمندي بسيار اجرا شد و تذكراتي به زنان بدحجاب داده شد كه همين ميزان نيز مورد نقد قرار گرفت. در آخرين ماه‌هاي رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي در سال 1384، طرح گسترش حجاب و عفاف كه از ابتداي دهه 70 در دستور كار شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي قرار داشت، به تصويب رسيد كه راهبردها و راهكارهاي اجرايي هركدام از دستگاه‌ها در آن مشخص شده بود؛ اما اين مصوبه در دولت بعدي نيز اجرايي نشد. نگراني از اين وضعيت فرهنگي جامعه در اين دوره در كلام و نوشته‌هاي طيف مذهبي و انقلابي نمايان بود.

رهبر انقلاب در جمع مردم همدان گفت: «...پشت همه‏ اينها، دستها و مغزهاى پليد و توطئه‏گرِ دشمن را من مشاهده مى‏كنم... پشت‏سرِ سوق دادن جوانها به بي‌بندو‌باري، ولنگارىِ شهوانى و جنسى - كه دارند براى اين كار تلاش مى‏كنند - دست و سرانگشت دشمن هست. مسئله، مسئله‏ سياسى است؛ مسئله‏ امنيتى است؛ مسئله‏ اجتماعىِ معمولى نيست. شما جوانها هميشه به ياد داشته باشيد كه پشت سر مسئله‏ اعتياد، مسئله‏ گرايش به سمت لااباليگرى و رهايىِ شهوانى و جنسى و مسائلى از اين قبيل، دستها و مغزهاى سياسى است، كه در اتاقهاى سياستگذارى در دنيا براى اين كار نقشه‏كشى‏ها انجام مى‏شود.»(16/4/83)

 

برخورد با بدحجابي در فراز و فرودهاي سياسي

 

تبليغات انتخاباتي رياستجمهوري نهم، با موضوع برخورد با بدحجابي گره محكمي خورد و بيشتر كانديداها شايد براي كسب رأي بيشتر، برخورد با بدحجابي را بياهميت نشان مي‌دادند و آن را از اولويت‌هاي خود عنوان نمي‌كردند. طرفداران حجتالاسلام هاشمي رفسنجاني تحت حمايت ستاد انتخاباتياش اينطور نشان مي‌دادند كه بيحجابي مطلوب آنهاست و دختران بدحجاب، شمال شهر تهران و برخي شهرستان‌ها را با رقص و پايكوبي پر كردند و دكتر احمدينژاد هم در برنامه گفتو‎‎گوي ويژه خبري قبل از انتخابات گفت كه مو و مانتوي دختران مسئله دولت نيست.

 

اما با تغيير دولت و بر سر كار آمدن دولتي با شعارهاي انقلابي موسوم به اصولگرا، تغيير رويه در بحث مبارزه با بدحجابي محتمل بهنظر میرسید.

 

ارديبهشت 1385: كليات، و ديماه همان سال طرح اصلاح شده ساماندهي مد و لباس در مجلس و شوراي نگهبان به تصويب رسيد كه يك طرح زيربنايي در مبارزه با بدحجابي محسوب مي‌شد و وظيفه كليه دستگاه‌هاي دولتي در آن مشخص بود. به اين ترتيب، طرحي بر انبوه طرح‌هاي گذشته افزوده شد كه تا اين لحظه هنوز عملي نشده است.

 

تير 1385: مراجع عظام، آيتالله گلپايگاني، مكارم و فاضل از كمتوجهي مسئولين دولتي نسبت به مسائل ديني و فرهنگي به خصوص حجاب، ابراز نگراني كردند.

 

ارديبهشت 1386: گشت‌هاي ارشاد دوباره شروع به كار كرد اما برخوردها ملايم و محدود به تذكر لساني بود.

 

سال 1387: برخوردهاي جديتري با زنان بدحجاب كه از سوي فرمانده نيروي انتظامي تهران، مانكن‌هاي متحرك ناميده مي‌شدند، صورت گرفت. اين برخوردها بعضا منجر به كشمكش زنان با نيروهاي انتظامي شد. فيلم‌هاي تهيه شده از اين وقايع در مقياس وسيع منتشر شد و انتقادات فراواني را متوجه نيروي انتظامي كرد؛ در حاليكه همزمان بازخوردهاي مثبتي از سوي جمعي از مردم نيز دريافت مي‌شد.

 

سال 1388: بهدليل ورود به فضاي انتخابات، بحث‌هاي مربوط به حجاب موقتا كنار گذاشته شد تا امسال كه سخن از بازگشت گشت‌هاي ارشاد در قالب متذكرين دوباره مطرح شده است. آن هم در شرايطي كه بدحجابي‌ها بسيار هنجارشكنانهتر از هميشه بهنظر مي‌رسد و سردرگمي‌ها در برخورد با اين پديده متأسفانه ادامه دارد.

 

در اين شرايط و تأكيد بسياري از مسئولين و خطيبان جمعه و نمايندگان مجلس، اقدامات دولت و برخي شنيده‌ها حاكي از آن بود كه دولت دهم چندان رغبتي براي برخورد با بدحجابي ندارد و تأكيدهاي بزرگان سياسي و ديني كشور در انتظار تصميم‌هاي جدي و عملياتي دولت بود تا اين‌كه در پايان دو هفته گذشته، وزير كشور از اجرايي شدن طرح عفاف و حجاب خبر داد و گفت كه راهكارهاي اجراي اين قانونِ شوراي انقلاب فرهنگي به دستگاه‌هاي اجرايي ابلاغ شده است و تأكيد كرده كه مردم از امسال شاهد بركات اجراي اين طرح خواهند بود. وزير كشور تصريح كرده كه نيروي انتظامي با گروههايي كه به صورت سازمان يافته اشاعه فساد مي‌كنند بهصورت جدي برخورد خواهد كرد.

 

در آن سال‌ها حجاب نه تنها با نگاه ديني كه با نگاه انقلابي حتي براي ماركسيست‌ها نيز يك ارزش و نماد مبارزه با امپرياليسم محسوب مي‌شد و همين موقعيت بود كه زنان بيحجاب را در اقليت عددي و فكري قرار مي‌داد. بنابراين اميد آن بود كه بيبندوباري‌هاي گذشته تكرار نشود و اين زنان نيز با رغبت، حجاب اسلامي را بپذيرند.

 

قانون مجازات اسلامي بعد از همه اين فراز و نشيب‌ها و در آبانماه 1362 در شرايطي به تصويب رسيد كه پيش از آن، زنان عملا در عرصه عمومي محجبه شده بودند. بر اساس اين قانون، زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند به تعزير تا 74 ضربه شلاق محكوم مي‌شوند.