«بی حجابی و پیامدهای آن»
آیا زنان بی حجاب، که عامل اصلی انحراف جوانان هستند، در جرم و کیفر آنان شریک نیستند؟ و آیا اینان نبودند که با خودنمایی و هرزگی خود، غرایز جوانان را تحریک کرده و روانه فساد نمودند؟ به هر حال، زنان بیحجاب، باید کیفر نابسامانیهای اجتماعی و روانی که برای دیگران پیش میآورند، به عهده بگیرند.
2. بی حجابی و خیانتهای خانوادگی
از آن زمان که بیحجابی در میان زنان رواج یافت، خیانتهای خانوادگی نیز گسترش پیدا کرد. از آن پس، پیوسته آمار آن رو به افزایش رفته است. بی شک در بسیاری از موارد، شوهر خود زمینه این خیانتها را فراهم مینماید; زیرا با همراه بردن همسرش به مجالس مختلط و منحرف کننده و سینماها و تئاترها، عملا بین او و بیگانگان، آشنایی برقرار میکند. بیگانگانی که در اغلب موارد هیچ گونه تعهد و ایمانی در آنان دیده نمیشود. همین رفت وآمدها نامشروع و روابط خارج از چهارچوب موجب میشود که روابط خانوادگی سست گردد و اختلافات زندگی شروع شود. اینجاست که کاخ زیبایی خانواده از هم پاشیده و فرو میریزد و بدبختی کودکان آغاز میگردد.
3. دخترربایی و تجاوزات به زنان و دختران
زن و دختری که زیباییهای خود را به دیگران نشان میدهند و غرایز جنسی را تحریک میکنند، باید تاوان این رفتار ناصواب را با ریختن آبرو و پذیرفتن آسیب جسمی و روانی بپردازند. نظر جوانان منحرف به زنان بیحجاب، چیزی جز از دست دادن آبروی آنان نیست. دختر ربایی در کشورهایی که به حجاب معتقد نیستند، بیداد میکند. بر اساس گزارش روزنامه گاردین، در آمریکا (واشنگتن) در هر 15 دقیقه، یک دختر ربوده میشود (2) والبته مثل معروفی است که می گوید آتش سوزی که شروع شد و تر وخشک با هم می سوزند. به طور کلی بی حجابی و نبودن چها چوب های اخلاقی باعث نا امنی در جامعه می شود.
حال سؤال این است، با توجه به سرانجام بیحجابی کدام یک از این دو نمونه «زن بیحجاب و بانوی باحجاب» بهترند؟ کدام یک متین و محترمترند؟ مقام و منزلت کدام عالیتر است؟
پی نوشت:
1. بحارالانوار. ج 6، ص 103
2. مجله لبنانی «الدستور»، 1980
منبع: کتاب «خواهرم حجاب سعادت است»، نوشته: محمد ابراهیم الموحد القزوینی، مترجم: یوسف آبادنی
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛