نظر امام درباره برخورد با بدحجابان چه بود ؟
ين سخنان بهسرعت با تظاهرات اعتراضآميز جمعي از زنان تهراني در مناطق شمال، مركز و غرب شهر مواجه شد، بهطوري كه عكس اين تظاهرات در كنار تيتر يك روزنامههاي 17 اسفند قرار گرفت. «خواست امام اين است كه حجاب اسلامي در مملكت بايد رعايت شود.» شعار زنان معترض اين بود كه حجاب، پاكي نميآورد و حجاب هر كس در نهاد اوست. سخنران مراسم نيز معتقد بود از آنجا كه زنان و مردان هر دو براي پيروزي اين انقلاب تلاش كردهاند، پس هر دو بايد آزاد باشند. اين مخالفتها در روزهاي بعد نيز ادامه پيدا كرد. دختران در بعضي مدارس تهران تظاهرات كردند. كاركنان زن هواپيمايي ملي ايران به اين فرمان معترض بودند. جمعي از زنان كارمند در تهران و برخي شهرهاي بزرگ نيز به اين اعتراضات پيوستند. البته اين حركتهاي معترضانه از سوي جمعي از موافقان فرمان امام نيز بي پاسخ نماند و درگيريهاي لفظي در برخي مواقع بين دو گروه شدت ميگرفت و گاه تندروييهايي نيز از سوي نيروهاي انقلابي گزارش ميشد. شعار «يا روسري، يا توسري» در همين مقطع زماني مطرح شده بود و در روزنامهها نيز بازتاب داشت.
حجتالاسلام اشراقي، داماد امام، همان روز (هفدهم اسفند) در مصاحبهاي با راديوي انقلاب اسلامي، مواضع امام را تشريح كرد.
«من فكر ميكنم اين كار صحيح نباشد كه عدهاي بخواهند با تندروي و شدت عمل جلوي خانمها را بگيرند. بايد حجاب رعايت شود و قوانين اسلامي مو به مو اجرا گردند و در همه مؤسسات و ادارات و مدارس و دانشگاهها به اين موضوع توجه شود. اما حجاب، بايد در نظر داشت كه به معني چادر نيست. همانقدر كه موها و اندام خانمها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شكلي، مهم نيست. چادر چيز متعارفي است و بسيار خوب است، اما بهخاطر طرز كار و نوع كار خانمها شايد گاهي پوشاندن بدن و مو به طريق ديگر هم حجاب باشد، حرفي نيست. بايد طبق نظر مبارك امام حجاب اسلامي در سطح كشور توسط خانمها با اشتياق اجرا شود... در مورد اقليتهاي مذهبي هميشه نظر مبارك امام اين بوده كه آنها از هر حيث مورد احترام و حمايت باشند. اما اگر خانمهاي اقليتهاي مذهبي هم رعايت حجاب اسلامي را بكنند چه بهتر.» (كيهان 17 اسفند 1357)
در اين مواضع نيز ضمن رد تندرويها بر لزوم رعايت حجاب تأكيد شد، اما تلاش شد تا رنگ و بوي اجبار از اين فرمان برداشته شود.
اعتراضات ادامه يافت. روز شنبه 19 اسفند تجمعي از زنان معترض در مقابل دادگستري تهران تشكيل شد، اما اين بار، موافقان فرمان امام كه طي روزهاي گذشته بهطور پراكنده عليه معترضان شعار ميدادند، حضور پررنگتري داشتند؛ بهطوري كه نيروهاي كميتههاي انقلاب دستور داشتند از زنان معترض در مقابل مردم خشمگيني كه خواستار رعايت حجاب در جامعه بودند، مراقبت كنند. دفتر امام خميني(ره) اطلاعيهاي صادر كرد كه با مزاحمين بانوان به شدت برخورد خواهد شد.
«در مورد حجاب، اجبار در كار نيست» در بیستم اسفند مصاحبه با آيتالله طالقاني درباره حجاب زنان، تيتر يك روزنامهها شد:
«... هو و جنجال راه نيندازند. همانطور كه بارها گفتيم، همه حقوق حقه زنان در اسلام و در محيط جمهوري اسلامي محفوظ خواهد ماند و از آنها خواهش ميكنيم كه با لباس ساده با وقار، روسري هم روي سرشان بيندازد بهجايي برنميخورد. اگر آنهايي هم كه ميخواهند مويشان خراب نشود، اگر روي مويشان روسري بيندازند، بهتر است و بيشتر محفوظ ميماند... چه جنگها، چه قتلها، چه فجايع كه تا يك سال قبل دائما هر روز يك قسمت از اخبار روزنامهها همين فجايع بود. منشاء اينها كي بود؟ منشأ اينها از كجا بود؟ غير از همين تحريكات بيجا بود؟... خطري كه حس ميكنيم اين است كه زنها دوباره به ابتذال برگردند. حجاب حكم ضروري دين است. منظور امام و علما اين نيست كه زن خانهنشين باشد. اجباري حتي براي زنهاي مسلمان هم نيست. چه اجباري؟ حضرت آيتالله خميني نصيحتي كردند مانند پدري كه به فرزندش نصيحت ميكند، راهنمايیاش ميكند كه شما اينجور باشيد به اين سبك باشيد...»
امام خميني(ره) نيز روز 21 اسفند، موضعگيري آيتالله طالقاني در مورد حجاب را تأييد كردند و تظاهرات زنان معترض بعد از آن متوقف شد و اعلام كردند كه به خواسته خود يعني غير اجباري بودن حجاب رسيدهاند.
از سخنان حضرت امام و آيتالله طالقاني و ساير موضعگيريهاي موافقان حجاب در آن مقطع زماني چنين برميآيد كه علماء و اكثريت مردم حاضر نيستند نحوه پوششي كه پيش از پيروزي انقلاب رايج بود را بيش از اين تحمل كنند، اما كاملا اميدوارند كه توصيه به حجاب در آن شرايط ويژه انقلابي مؤثر باشد. در آن سالها حجاب نه تنها با نگاه ديني كه با نگاه انقلابي حتي براي ماركسيستها نيز يك ارزش و نماد مبارزه با امپرياليسم محسوب ميشد و همين موقعيت بود كه زنان بيحجاب را در اقليت عددي و فكري قرار ميداد. بنابراين اميد آن بود كه بيبندوباريهاي گذشته تكرار نشود و اين زنان نيز با رغبت، حجاب اسلامي را بپذيرند.
سخنراني امام درباره وضعيت سواحل شمالي كشور در 11 تيرماه 1358 نشاندهنده آن است كه ايشان از مواضع اوليه خود عقبنشيني نكردهاند و مظاهر بيبندوباري را در كشور تحمل نميكنند:
«... اسلام نمىگذارد كه لخت بروند توى اين درياها شنا كنند. پوستشان را مىكند!...كه بعد از اينكه مىرفتند زن و مرد در دريا، زنها همانطور لخت مىآمدند توى شهر! مردم هم جرئت نمىكردند حرف بزنند. امروز اگر يك همچون چيزى بشود، اينها را ما خواهيم تكليفشان را معين كرد. و دولت هم معين كرد. البته دولت [به] طورى كه وزير كشور گفتند، گفتند ما جلويش را گرفتيم. اگر نگيرند، مردم مىگيرند. مگر مازندرانيها مىگذارند يا رشتيها مىگذارند كه باز كنار درياشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوىاىها (بندر انزلى) مردهاند كه زن و مرد با هم در يك دريا بروند و مشغول عيش و عشرت بشوند! مگر مىگذارند اينها را؟ تمدنهاى اينها اين است. آزادىاى كه آنها مىخواهند همين. اينجور آزادى! بروند قمار بكنند و با هم لخت بشوند و با هم [سرگرم عيش و نوش] بشوند آزادى در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزاديها را كه مادون فساد باشد داده. آنى كه جلو گرفته فسادهاست كه جلويش را گرفته است. و ما تا زنده هستيم، نمىگذاريم اين آزاديهايى كه آنها مىخواهند، تا آن اندازهاى كه مىتوانيم، آن آزاديها تحقق پيدا كند.» (صحيفه نور، ج8، ص: 339)
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛