روايات رسول خدا (ص) در باره حضرت علي عليه السلام

یکی از پژوهشگران اسلامی معتقد است که بیشتر روایاتی که از رسول خدا (ص) درباره علی علیه السلام نقل شده ، مربوط میشود به سال آخر عمر آن حضرت .
آری! پیامبر (ص) خود میدید که برادرش و وصیش و جانشینش و نور دیدهاش، پس از او، گرفتار چه جانوران خون آشامی میشود .
رسول خدا مشاهده میکرد که پس از رحلتش، برای بیعت گرفتن از علی در خانه دخترش را میسوزانند و او را بین در و دیوار فشار میدهند .
پیامبر خوب میدانست که این سست عنصران بیوفا ، پیش از خشک شدن آب غسل بدن مطهرش ، توطئه میکنند و علی را خانه نشین مینمایند و با زور سرنیزه ، یاران علی را به بیعت وامیدارند و سپس با علی آن کار میکنند که تاریخ را برای همیشه ننگین ساخته است.
ولی علی علیه السلام همچون در شهواری در تاریخ اسلام می درخشد و تابش نور وجود مقدسش تا قیام قیامت ، قلب حق جویان و خدا خواهان را فروغی جاودانه میبخشد .
در کتاب خصائص نسایی، ص۸، آمده است:
روزی که علی علیه السلام به شهادت رسید، امام حسن مجتبی علیه السلام عمامه ای سیاه پوشیده بود، مردم را جمع کرد و خطبه ای خواند ، در آن خطبه فرمود:
«لقد قتلتم بالامس رجلا ما سبقه الاولون و لایدرکه الآخرون و ان رسول الله صلی الله علیه و آله قال : لاعطین الرایه غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله و یقاتل و جبریل عن یمینه و میکائیل عن یساره ثم لا ترد رایته حتی یفتح الله علیه»
ای مردم! دیروز رادمردی را به قتل رساندید که در گذشته کسی به مقامش نائل نیامده و در آینده احدی به او نمیرسد و همانا رسول خدا درباره اش فرمود: فردا پرچم را به دست رادمردی میدهم که خدا و رسولش را دوست میدارد و خدا و رسولش او را دوست میدارند . او هنگامی که جنگ میکرد جبرئیل در طرف راستش و میکائیل در طرف چپش قرار داشتند و بازنمی گشت جز آنکه با فتح و پیروزی همراه باشد .
این روایت را بسیاری دیگر از علما و مورخان اهل سنت مانند صاحب «کنزل العمال» و نویسنده «ذخائر العقبی» و هیثمی در مجمعش نقل کرده اند .
جالب اینجاست که حضرت مجتبی خطاب به مردم میکند و میفرماید: کسی را به قتل رساندید ! در این جمله خطاب به یک نفر نیست ، گویا افراد زیادی در قتل علی دست داشتند و یا منتظر مرگش بودند زیرا او تا زنده بود ، هرگز اجازه نمیداد شب پرگان و خفاشان به پرواز درآیند و همه جا را آلوده نمایند .
تا علی زنده بود هرگز نمیگذاشت روبه صفتان منافق زمام امور امت اسلامی را به دست بگیرند و اگر آن سالیان دراز پس از رحلت پیامبر، صبر کرد به خاطر قرآن و حفظ کیان اسلام بود وگرنه خود میفرماید :
به خدا قسم اگر تمام اعراب برای کارزار با من گردهم آیند، من از میدان فرار نمیکنم و آخرین آنان را با همان جرعه ای که به اولینشان دادم ، به دوزخ میفرستم . .
و در خطبه شقشقیه ، پس از درد دل کردن با مردم و اعلام مظلومیتش میفرماید :
راه چاره ای جز صبر و شکیبایی نداشتم ، پس دیدم صبر کردن با عقل سازگارتر است ، صبر کردم در حالی که خار در دیده و استخوان در گلویم گیر کرده بود .
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:46 توسط نرگس
|
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛