خدای من ! مرا با عذاب و عقوبت و مجازاتت ادب نکن. و مرا دچار حیلت های خویش مساز .

خوشبختی من کجاست پرودگار من ، وقتی سعادت جز از مشرق دستهای تو طلوع نمی کند.

مفر من ، روزنه نجات من ، گریزگاه من کجاست وقتی هیچ پناهی جز تو نیست.

نه آن کس که نیکی می کند ، از یاری و رحمت تو مستغنی است ، نه آنکس که اهل بدی و

بی باکی است و در مسیر نارضایتی تو قدم می زند ، می تواند از حیطه قدرت تو خارج شود.

یا رب ، یا رب ، یارب ، خدای من ! من تو را خودت شناختم و به واسطه خودت .

تو بودی که مرا به سوی خودت راه نمودی . تو بودی که مرا به خودت خواندی و دعوتم کردی .

 اگر تو نبودی و اگر تو دعوتم نمی کردی ، من چه می دانستم که تو کیستی .

سپاس خدایی را سزاست که تا صدایش می کنم ، پاسخم می گوید ، اگرچه وقتی او مرا صدا

 میزند ، من کاهلی می کنم و سهل انگاری برای پاسخ گفتن و جواب دادن .

سپاس خدایی را سزاست که هرچه از او میطلبم عطا می کند . اگرچه وقتی او درخواستی

 می کند ، یا چیزی می طلبد ، من بخل می ورزم و خست به خرج می دهم.

 دعای ابوحمزه ثمالی