حجاب و عفاف میان این دو چه نسبتی برقرار است؟ و این دو چه رابطه‏ای با عزت نفس دارند؟ این مفاهیم گرچه به ظاهر متفاوتند اما رشته‏ای نامرئی و ظریف، آنها را به یكدیگر پیوند می‏دهد و زیبایی خاصی پدید می‏آورد. حجاب در لغت به معنای پرده و پوشش و حایل است كه به صاحب خود مصونیت و امنیت و آرامش می‏بخشد و عفاف یك حالت روحی و فضیلت اخلاقی است كه سبب می‏شود انسان اندام ظاهری خود را وسیله خودنمایی و جلب توجه دیگران قرار ندهد.انسان عفیف و آراسته است و خود را بزرگ‏تر از آن می‏یابد كه دیگران او را به عنوان یك ابزار نگاه كنند. هر اندازه كه رشته‏های عفاف در روح انسان مستحكم‏تر شود، پوشش و آراستگی ظاهری جلوه گاه زیبایی‏های روح و شخصیت متعالی او می‏گردد. انسان عفیف دارای عزت نفس است؛ چون عظمت و صلابت را در خود احساس می‏كند حقارت و پستی را نمی‏پذیرد، یعنی عزتمندی او نمی‏گذارد به گونه‏ای خودنمایی كند كه سرانجام آن تحقیر در جامعه باشد.زن آیت جمال خلقت است و این زیبایی هم در باطن و هم در ظاهر او متجلی است. پس باید بكوشد كه آراستگی او در جامعه به گونه‏ای باشد كه گوهر زیبایی وجودش از نگاه نااهلان پاك بماند و موهبت زیبایی او در خدمت هوسرانان قرار نگیرد و شقاوت نصیبش نشود. بر خلاف نظر كسانی كه می‏گویند: »اگر دل پاك باشد ظاهر چندان اهمیتی ندارد«؛ اما حقیقت این است كه »از كوزه همان برون تراود كه در اوست«. سادگی و بی‏تجربه بودن است كه گوهر زیبای عفاف و عزت را در معرض دید و تماشای نگاه‏های مسموم و چشم‏های ناپاك قرار می‏دهد، بداند این كار نشانه تیره‏اندیشی است، نه روشنفكری، علامت جاهلیت است نه تمدن.آنكه كودك عفاف را جلوی صدها گرگ گرسنه می‏برد و به تماشا می‏گذارد روزی هم پشت دیوار ندامت اشك حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت.