جان من و حجاب تو ...
آنقدر زندگی با او شیرین بود که چیزی بیاد ندارم...
فقط آخرین جمله اش در ذهنم ماند که لبخندی زد و گفت " جون من و حجاب تو ... "
"همسر شهید"
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 12:14 توسط نرگس
|
آنقدر زندگی با او شیرین بود که چیزی بیاد ندارم...
فقط آخرین جمله اش در ذهنم ماند که لبخندی زد و گفت " جون من و حجاب تو ... "
"همسر شهید"
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛