عاملان شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
[ مادر ]
دیوار با مسمار
هم قافیه بود،
دنبال ردیف بود عدو.[ کوچه بنے هاشم ]
محمد،
علے،
زهرا،
حسیـטּ،
زینب.
کوچه بنے هاشم مےشود، کوچه ما
وقتے مادرم
از خانه صدایماטּ مے زند.
اما ما
در خانه عباس هم داریم![ هجّے ]«مادر» دو بخش دارد:
بخشے بـ روی در،
بخشے بـ روی دیوار!
[ در بـ در ]
در هدیه تولد حسـטּ بود،
کـ زهرا
نام اش «مادر» شد.
[ کوه ِ صبر ]صداے شکستـטּ در کـ مےآید،
هول مےکند دخترک.
این تازه اول راه است!
[ املاء ]هر چه کردم
نتوانستم
در را
جدا کنم از مادر![ همدردے ]کمرم درد مےکند
ایـטּ روزها
بےعلت!
[ آینه دق ]مادر دو بخش است،
بخش اول: «ما»
بخش دوم: «در»
ما هر چـ مےکشیم
از بخش ِ دوم است!
او هر چـ مےکشد
از بخش اول است![ دِقُّ الباب! ]گفته بود:
«انا مدینة العلم
و علےٌ بابـها»
نشنیدم بگوید:
« و فاطمة شهیدة ُ هذه ِ الــباب»
[ وراثت ]مظلومیت ارثےست،
اگر سید باشے...!
[ عمق ِ فاجعه ]مادر کجا؟
خانه
از ایـטּ طرف است!
[ چند پهلو ]از در
تا مادر
یک پهلو فاصله است!
[ حُجب ]علے هم ندید
چـ بر سرش آوردند،
از بس محجبه بود![ عدو ]کدام شاعر
فدک را با کتک
هم قافیه کرد؟!
[ کم و بیش ]از مادر
هر چـ بگوییم کم است،
اما از در...!
[ تجربه ]مـטּ امتحاטּ کرده ام،
اگر بخواهے
گره ِ طناب را باز کنے
باید
دستت شکسته نباشد!
[ پیشگیرے ]مـטּ رفتنےام
این تو و این زهرا،
فقط
«علے جاטּ،
این میخ ِ در...
[ درماטּ ]خاک مےتکانم
از چادر مادر
لا اقل
زنده بماند پدر![ کبود ]از قدیم گفته اند:
« ماه
همیشه پشت ابر
نخواهد ماند»
بےچاره شوهر ات![ وصیت ]مـטּ نیستم
آטּ وقت کـ مےروے سفر
مواظب ِ خودت باش
پسر ِ کوچک ام،
خواهرت را هم ببر...
[ بغض ]آمد نشست پشت ِ خیمه
رو بـ خواهر گفت:
یاد آטּ روزے
کـ ما
در خانه مادر داشتیم![ ارمغاטּ ]درست است کـ خنده
بر هر درد بے درمان دواست
اما اینجا
وقتے تابوت مےبینند
مےگریند!
[ محراب ِ کوچه ]علے
در «کوچه» شهید شد،
نه در «کوفه»![ شش گوشه ]از یک طرف سیلے
از یک طرف دیوار
از یک طرف در
از یک طرف مسمار
از یک طرف پهلو
از هر طرف آتش![ قحطے ]این همه واژه،
چرا در
با مادر
هم قافیه شود!؟
[ تبلیغ ]کوچه تو را مےخواند
عباس،
مادر تو را مے خواند
مهدے...
[ بیننده و شنونده ]حسیـטּ شنید
زینب شنید
بابا هم شنید،
اما
«شنیدن،
کی بُود مانند ِ دیدن»؟!
[ کربلا ]راه ِ کربلا
از کوچه مےگذشت!
[ یادگارے ]
این پیراهـטּ هم
براے ِ تو
ببخش اگر کهنه است!
[ خانواده شهید ]خودش
شوهر اش
و 3 پسر اش
و نوه هایش!
[ تسلّے ]بعد از مادر
چـ کسے جرأت دارد
بـ زینب بگوید:
غم ِ آخر ات باشد؟![ سهام ِ عدالت ]زینب!
قسمتِ مـטּ در بود و کوچه،
اما
قسمتِ تو
در بـ درےست،
در کوفه!
[ تنهاے اول ]هیچکس
تنها نیست،
الّا علے!
[ نجّار ]در مےخواهد چـ کار،
خانه اے کـ
مادر ندارد؟!
[ بے مادرے ]بـ عاشورا رسید فاطمیه،
وقتے عباس
ادرک اخا گفت!
[ اشتباه چاپے ]بےخود از زهر نگویید،
جگر ِ حسـטּ را
صدای ِ سیلے
پاره پاره کرد!
[ زخم ِ قدیمے ]دود ِ خیمه ها
بوے در سوخته مےداد،
و زینب
یاد مادر افتاد.
[ رابطه ]اگر فاطمه
مادر عباس است،
نمےشود او
دست اش بشکند
و عباس
دست اش سالم باشد!
[ قاتل ]ضرب ِغلاف
بهانه است
مظلومیت ِ علے کشت،
فاطمه را!
[ قے ]بس کـ
خوטּ جگر خورد از بچگے
یک روز همه را بالا آورد![ همدرد ]چـ مےشد اگر
حسـטּ را هم
با مادر دفـטּ مےکردند؟!
[ تبدیل ]زندگے
بعد از زهرا،
زهر شد
براے علے!
[ شهید گمنام ]
محسـטּ...[ نیمه پنهان ]
فاطمه
ادامه خداست،
در روے زمیـטּ.
[ آدرس ]
خرابه شام
انتهاے کوچه بنے هاشم است!
[ یاس ]روے گلے کـ خار ندارد،
راحت مےشود
پا گذاشت![ تأثیر ]تقصیر حسـטּ چیست،
کـ سیلے
با نیلے
هم قافیه است؟
[ مصلحت ]طناب هیچکس نتوانست
در بند کند علے را
الا خداوند!
[ نسبت ]یا سرت را مے برند
یا دستت را،
اگر
مادرت فاطمه باشد!
[ آرزوهاے محال ]پاک کردטּ رد ِ پا
از روے چادر
دستے مےخواهد
کـ سالم باشد.[ سهولت ]چیدטּ گل ِ بےخار
از هر گلے
راحت تر است![ ناموس ]ستوטּ هاے مسجد
بـ لرزه در آمد،
گوشواره مادر
وقتے زمیـטּ افتاد![ مجلس ]بابا و حسیـטּ
و زینب
زانو بغل گرفته اند،
ذکر مصیبت مےخواند
حسـטּ![ کینه ]بـ کربلا هم
اگر مےرسید،
زنده نمےگذاشتند محسـטּ را
وقتے مادر اش
فاطمه است![ سرمنشأ ]قتلگاه
کوچه ایست کـ گود تر شده!
[ چشیدن ]شنیده اے مےگویند:
«چناטּ مےزنمت
کـ یکے از مـטּ بخورے،
یکے از دیوار!؟»
شنیده اے اما،
«شنیدטּ کے بود مانند دیدטּ...؟»
و البته چشیدטּ!
[ اما و اگر... ]جلوے در خانه اهل بیت
همیشه ریخت و پاش است،
البته اگر
درے مانده باشد!
[ دل خوشے ]بـ ماندטּ مادرهر کس دل خوش کرد،
بـ چاه برد
آرزوهایش را !
[ شعر نو ]
در با مادر هم قافیه شد
کوچه با کوفه
و آه با چاه،
علے اما
قافیه را باخت
بعد از فاطمه!
[ بساط ]
چاه کجا بود؟!
علے آهے نداشت،
کـ با ناله سودا کند![ فلسفه خلقت ]
عباس یعنے خشم خدا
وقتے مردم
بےغیرت مےشوند
در کوچه ها!
[ فهم ]بچه کـ بودم مےگفتند:
«بزرگتریـטּ سوره قرآטּ بقره است
کوچکتریـטּ اش کوثر»،
شاید فکر نمےکردند
یک روز بفهمم
کـ با اینهمه تفسیر
کوثر کجا و بقره کجا...؟!
[ فرق ]دخترم
این سه کفـטּ
یکے براے مـטּ،
یکے براے بابا
بکے براے ِ حسـטּ.
غصه نخور
براے حسیـטּ
بوریا کنار گذاشته اند!
{اصلـا حسیـטּ، جنس ِ کفـטּ اش هم فرق مےکند!}
[ هشدار ]کوچه بنے هاشم
جاے ِ کوثر است،
عبور بقره ها ممنوع!
[ ارتباط ]بنےهاشم اعضاے یکدیگرند،
یعنے:
حسیـטּ و زینب
بےهوش مےشوند در خانه،
وقتے مادر
در کوچه زمیـטּ مےخورد![ علت ]مادر سیر شده بود از دنیا،
و الّا
تمام ِ خانواده
مستجاب الدعوه بودند!
[ قرابت ]
برادر
بیا و ایـטּ آخریـטּ روز
از نسبتت با مادر نگو
مگر یادت رفته؟
هر کـ بـ فاطمه مقرب تر است،
جام ِ بلا
تیغ ِ جفا
بیشتر اش مےدهند!
[ سیادت ]
«یک مـטּ ماست،
چقدر کره دارد!» را
شما مےدانید،
اما
«ضرب ِ سیلے
چقدر درد دارد» را
ما مےدانیم!
ابوبکر فرمان یورش به حریم ولایت را صادر می کند. عمر به خانه امام هجوم آورده حضرت محسن را به شهادت می رساند. قنفذ یهودی زاده فاطمه(س) را کتک می زند.” مغیرة بن شعبه یهودی نیز، یکی از عوامل حکومت ابوبکر، عمر و عثمان و از مهاجمان اصلی به خانه وحی بود. اخنس پدر مغیره از مشرکین بود که در روز فتح مکه به ظاهر مسلمان شد. برادر او ابوالحکم در جنگ احد به دست امام علی(ع) کشته شد و او همواره کینه امام علی(ع) را در دل داشت. با بیان این مطالب روشن است که قاتلان حضرت زهرا(س)، همان منافقان و یهودی زادگان مسلمان نمای مدینه هستند؛ که بهتر است از آنان را یهودی زادگان قاتل بنامیم.شناخت عاملان شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در کتاب “مهار انحراف”، صفحات ۱۲۳-۱۲۲، آمده است
“گروه های مهاجم و فرمانده شان عمر می دانستند که زدن و بازو شکستن و شهادت حضرت محسن برای آن ها گران تمام می شود و سیلی زدن به دختر پیامبر اسلام که ده ها حدیث و روایت در فضیلت او در میان مردم انتشار دارد کار ساده ای نمی باشد، و تلاش داشتند این کار را نکنند، ابتدا با انواع تهدیدها برخورد کردند دیدند فایده ای ندارد. هیزم برای آتش زدن در آوردند و هشدار دادند، تأثیری نداشت. و دختر پیامبر(ص) مصمم برای شهادت در برابر مهاجمان ایستاده بود، تا درب خانه را آتش نزدند و نیم سوخته آن را بر اندام او نکوبیدند، و بین در و دیوار با ضربت های جانکاه محسن او را شهید نکردند و تا بیهوش بر زمین نیفتاده بود دفاع را ادامه داد… و تا شنید که امام زمان او را به زور به سوی مسجد می کشانند. با همه دردهای شدیدی که یک زن، پس از سقط جنین دارد، آن هم سقط جنینی که با ضربت و فشار باشد… چادر بر سر کرد و تکیه به حضرت مجتبی داد و با سرعت خود را به امام رساند… دامن امام را گرفت و مانع بردن امام به مسجد شد… سران سیاسی کودتاگر سقیفه… چون به بن بست کامل رسیدند… ناچار شدند کفر پنهان را آشکار کنند و نفاق درون را آشکارا بنمایانند… که بگوید: قنفذ دست فاطمه را کوتاه کن… و تا دست فاطمه (س) بر اثر ضربات سخت سست نشده بود ن
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛